تبليغاتX
لفور سرزمین نجابت و پاکی ها

لفور سرزمین نجابت و پاکی ها

همه جای ایران سرای من است - سایت اختصاصی معرفی منطقه محروم و مردم مظلوم لفور -مدیرسایت مهندس اصغری

مراسم پنو / حدو و ثغور مراتع و مناطق جنگلی لفور

 لفور سوادكوه متإسفانه برای همه مردم ایران نامی چندان آشنا نیست. لقور دهستانی در شهرستان سوادکوه است که فرهنگ وتمدن این ناحیه، به دلیل برخورداری از شرائط خاص جغرافیائی، در طول تاریخ، نسبت به نواحی دیگرشهرستان و همینطور استان، در مقابل هجوم بیگانگان دچار آسیب كمتری شده است. این منطقه از ایران مانند همه نقاط دیگر دارای فرهنگ و پیشینه بسیار ارزشمندی است که کمتر در مورد آن صحبت شده است. در میان فرهنگ ها و آئین های برجای مانده از گذشته های دور،  رسم سنتی پنو به عنوان یكی ازرسومات جالب ان است.  پنو به معنی  کوچ دام از یك نقطه به نقطه ای دیگر می باشد. و بیشتر در بین دامداران بزرگ مرسوم است.پنو هر گله را با نام نوع حیوانات آن گله مانند گو پنو (گو = گاو)، گوسفند پنو، و اسب پنو و . . . می خوانند. در بعضی از منابع واژه پنوسن  به معانی گوناگون راندن، متراكم كردن و به هم فشردن به كار  رفته است. پنو نیز از دو واژه په به معنی پشت و عقب، نو به معنی نا و تشكیل شده است. در هنگام پنو در هر طرف گله افراد به كار خاص می پردازند و نحوه استقرار آنها در اطراف رمه حیوانات، شكل ناو را تداعی می كند. درهنگام پنو عده ای در سمت چپ و راست گله و عده ای دیگر در عقب گله، كار هدایت گله را بر عهده می گیرند. دلائل جابجائی حیوانات نیز فراوان است كه مهمترین آنها، نامناسب شدن محل اسكان به ویژه در بهار و تابستان به علت بارندگی، عدم توان مراتع در تغذیه دام ها، جابجائی فصلی در بهار و پائیز از ییلاق به قشلاق می باشد. در طول سال ممكن است چندین بار پنو انجام شود كه هریك از آنها با نامهائی مانند پنو مازرون به پرتاس، پنو پرتاس به خاجیمات و پرتاس به كو و كوبه گر معروف هستند. مازرون به نواحی جلگه ای، پرتاس به ارتفاعات جنگلی حاشیه لفور، كو به ارتفاعات بالاتر با مراتع و گر به دره های عمیق اطلاق می گیرد. پنوئی كه در هنگام بهار و از قشلاق به ییلاق صورت می گیرد در میان دامداران ارزش و اعتبار ویژه ای برخوردار است. پنو برای دامداران لفور سوادكوه یك ضرورت طبیعی است و برای سلامت و صحت دامها محل چراگاهها باید تغییر یابد.  نقاط مختلف كه در فصل سال جهت تغذیه دام مورد استفاده قرار می گیرد عبارتند از: 
 مراتع لفور مراتع  بسيار كسترده لفور با ارتفاع 200  تا 1600 متر از سطح دریا و دارا بودن علوفه هائی مانند آنا، اتدا، هچه، بزگوش، تلم، لم، ولگ، واش، چاپلیك، كلاب چك، سرخنه، مسك، تلاریشیااپرتس و تلوش پلوس. نخش‌علف، وازبنر، يكي از غني ترين مراتع  محسوب مي شود و در سطح كشور  كم نظير است.  
 مراتع پرتاس:پرتاس با ارتفاع 500 الی 1600 متر از سطح دریا و با باران و درختان فراوان كه باعث رشد گیاهان علوفه ای مانند شور و كوك می گردد. این علوفه ها علاوه بر استفاده غذائی دارای خواص داروئی نیز می باشند                   
مراتع كوه با مراتع یییلاقی با ارتفاع 1500 الی 3500 متر از سطح دریا و برخورداری از بهترین نوع علفهای داروئی مانند ساكو، ترم و لاری.                                                     
 مراتع گر در نواحی عمیق دره ای و با هوائی لطیف و كم باران  واقع شده كه این وضعیت آن را به یک  استراحگاه مناسب بدل نموده است.
     در پنو بهاره دامداران آداب و سنن ویژه ای نظیر ساعت دارند. ساعت هوجین را در نیمه و یا دهه آخر و بهمن ماه كه مطابق با دوم یا سوم خرداد است انجام می دهند. هنگام  پنو را عده ای از دامداران ریش سفید و با تجربه  با توجه به اوضاع و تقویم روز معین می كنند.  بعد از آن هر دامدار بر اساس جهت راه ورودی مرتع مورد نظر و تلار خود، مسیر را مشخص می سازد. تلار به محل اطراق دام و بناهای سنتی مربوط به آن اطلاق می شود. در تعیین مسیر دامها، نحوه قرار گرفتن ستاره زحل بعنوان نشانه بسیار مهم است.  دامداران از این واقعه آسمانی در هراسند و معتقدند كه اگر در این هنگام یقینی قرار گرفتن زحل در مقابل تلار به پنو اقدام كنند بلائی بر آنها نازل می گردد. واژه هوجین به معنی ناصافی را صاف كردن و واژه وجین كردن به معنی رصد كردن ستاره بكار می رود.  دامداران نحوه قرار زحل را با گاه شماری تركی محاسبه می كنند. و اگر وضعیت بگونه ای باشد كه تا چند روز قادر به انجام پنو نباشند، برای رفع آن اقدام به سات خش می نماید سات خش مركب از دو واژه سات و خش است. صفت سات در زبان طبری كاربرد فراوان دارد از جمله می توان به واژه های تركیبی سات كار به معنی كار ساده، سات هوا به معنی هوای صاف و ساكو به معنی كوه بی درخت اشاره كرد. واژه تهلن متضاد سات است كه واژه تیل به معنی گل از مشتقات آن می باشد. نام وردخانه تلار یا رود گل آلود و تلار بنه  گاو بنه یا خانه گلی نیز مبین همان معنی است.   كلمه سات خش در جمع به معنی زمان را خوش كردن یا خوشی را صاف كردن بكار می رود. در این زمان اگر ستاره زحل روبروی تلار قرار گیرد، دامداران برای رفع این واقعه دام را یك روز قبل از پنو، خلاف جهت ستاره به مكان دیگری می برند و همین جابجائی را اصطلاحا سات خش می نامند.      علاوه بر آن، هفت روز 3، 5، 13، 16، 21، 24، 25 هر ماه روزهای دوشنبه و چهارشنبه را نحس دانسته و لباس نوپوشیدن و ناخن گرفتن بویژه وزن كردن را نحس می دانند و در صورت اجبار كفه ترازو را در این روزها سیاه می كنند. اگر یك زن در مقابل پنو در آمد و یا یك عطسه شنیده شود بمنزله پیام صبر تلقی می شود و لازم است كار به تأخیر بیافتد. پس مراعات كلیه امور و موارد لازم، هنگام حركت پنو تعیین و دامداران هاكر(اسباب و وسایل) را آماده می كنند و با صدای مخصوص دامها را به گو خسه یا محل خواب آنها هدایت می كنند و در این زمان انواع زنگ و زنگوله مانند تال، غشو، افتو، و قرك را به گردن آنها می اندازند. زنان نیز به هنگام حركت برای رفع بلا، چشم زخم، طلسم و جادو برای دام و دامداران گلپر دود می كنند. بدین صورت كه به اندازه یك مشت گلپر را داخل ظرفی ریخته و به تعداد افرادی كه شورچشم هستند خلال چوب را به نام هریك داخل گلپر می اندازند. باید احتیاط شود كه دانه ای از گلپرها مفقود شود چرا كه به باور آنها بهمین دلیل گلپری كه می گریزد از آن فردی است كه شورترین چشم را دارد. پس از انجام كلیه مقدمات دامداران حركت كرده و مراسم پنو آغاز می گردد.

حدود و ثغور مناطق جنگلی لفور:
از شمال از مرتع نوم بسمت شرق حد جنگلهاي تنگ ضلع جنوبي قرآن تالار در (رودخانه بابل رود) آغاز سپس در ادامه از راه مالرو حد جنوبي روستاي قرآن تالار تا مرتع  وسيلو گذشته و به مرتع پايين شيخك مي رسد. اين منطقه در ادامه راه خاكي شيرگاه به بابل كنار و امتداد اين جاده تا روستاي كليج خيل را قطع، سپس از حد شمالي جنگلهايي كه در ضلع جنوبي روستاي كليج خيل قرار دارند تا روستاي سرچاك عبور مي کند. از شرق از حد جنگلهاي بخش غربي روستاي سرچاك بطرف جنوب در امتداد مسيرخط ‌آهن تا روستاي كردآباد و سپس در ادامه جاده مالرو كردآباد به مراتع ام‌آينه ـ موذي كتي ـ پايين ممرزفمندـ سرونيك ـ شمشيربن پايين‌ يخ دره تا بنه هدايت اسماعيلي (ارتفاع 1800 متر) ادامه مي يابد. از غرب نيز از جاده مالرو افراسرك به امام كلا بطرف شمال عبور کرده در ادامه پس از عبور از مراتع پلهم كتي پس از تمايل بسمت غرب ضمن تلاقي با رودخانه كررودبار بطرف شمال متمايل و در امتداد رودخانه كررودبار به روستاي امام كلا به طرف غرب متمايل شده و ضمن تلاقي با رودخانه خريون تا روستاي خليل كلا و سپس در امتداد رودخانه مرزي دره بسمت شرق تا روستاي كالي كلا سپس در ادامه بسمت شمال در امتداد راه مالرو كالي كلا به ارتفاعات رفه محدود مي شود و در مرتع سرتالاردر امتداد خط الرآس بسمت شمال بنه كوه سر سپس مرتع كرات كني تا مرتع نوم ادامه می یابد. از جنوب از بنه هدايت اسماعيلي به طرف غرب در امتداد به بنه آقاجان و  راه مالرو چاخاني ادامه و به مرتع مرسن در ادامه مرتع دعوائي پس از مراتع لي سرك و در ادامه جاده مالرو افراسرك به امام كلا ادامه مي يابد. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 11:48  توسط محمد اصغری  |