ته خسته تن بلاره، ته دور بگردم .
زنان لفوری هرگز خانه نشین نبودند. بیداری قبل از اذان صبح برای تهیه خم
یر و نان و رسیدگی به دام و طیور خانگی و کار در تمام طول روز و آخر شب هم بعد از همه می خوابیدند.
زنان لفوری در طول روز حتی لحظهای برای استراحت وقت نداشتند. اول بهار با کار و تلاش در زمین شالیزاری و تیم و تیمجار و اماره (کود) نشا و وجین کار اصلی آنها و عمل آوری تخم نوغان و پرورش کرم ابریشم (کرماری) کار دومشان بود. روزها کار توی زمین شالیزاری نشاء وجین و رسیدگی به آن و عصر و شبها هم رسیدگی به کرم ابریشم و همینطور کار در خانه و رسیدگی به فرزندان و علاوه بر آن مرع داری و باغ داری،تمام فصل بهار را اینگونه سپری میکردند. روزگارشان سخت و نفس گیر سپری می شد.
+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 21:21 توسط محمد اصغری
|
خدا را شاکرم به اين نحو توفيق معرفي مردم بزرگ ولی مظلوم و منطقه ای زيبا ولی محروم لفور كه هنوز پس از سالها دست درازي بشر قدر ناشناس به طبيعت بكر و زيباي آن همچنان بهشت مازندران است و همينطور توفيق ارتباط با شما عزيزان و همه آنها كه دوستشان دارم را پيدا كردم.انشاء الله درفرصت های مناسب نسبت به معرفی منطقه بسيار زيبای اين دهستان و روستاهای با صفای آن می پردازم. yashar_sawadkohi@yahoo.com