لفور گاهواره فریدون

در سرزمين سبزت   كاشانه زد فريدون     هرگز نكرده بودي  وي را رها لفوري (جچت جیدری)

بزرگ شدن فریدون در دامنه امیدوارکوه و پرورش ایشان توسط چوپان لفوری وپیرمردی فرزانه و پيروزي فريدون بر ضحاک

 مردم سوادكوه، از ديرباز تاكنون معتقدند كه  بيست و ششم نوروز ماه كه امروزه مقارن است با بيست و ششم اسفند ماه، روز پيروزي فريدون شاه بر ضحاك ماردوش است و يا روزي است كه فريدون شانزده ساله، براي شكست ضحاك به طرف قلمرو حكومت او كه امروزه واقع در كوهي رو به روي امامزاده هاشم در جاده هراز است، حركت كرد. از آنجا كه تمام اين وقايع تاريخي _ اسطوره اي در اين منطقه از مازندران روي مي دهد.  سوادكوهي ها اين روز را از هزاران سال پيش، گرامي مي دارند.   داستان از اين قرار است.....: (ادامه مطلب را بخوانید)

ادامه نوشته

لالایی های سرزمین مادری من- لفور

لالایی نخستین زمزمه های اشعار عاطفی و آهنگ مادرانه ای است که نشان از پیمان بین مادر و کودک است و این پیمان همزمان با دمیدن روح در جسم کودک، بین مادر و فرزند بسته می شود. رشته های این پیمان نامریی است ولی با الهام از منبع لایزال عشق حامل پیام هایی است که بر لب های مادر جاری و تا گوش جان کودک می پوید و تأثیر رؤیایی آن امنیت و ارامشی است که کودک با تمام وجودش آن را احساس می کند. تاب های گاهواره کودک خاستگاه اصلی این مرکز انرژی تمام نشدنی از قدرت لایزال الهی است. امید به زندگی سرشار از لطف و عنایت الهی وآرزوهای مادرانه که از عمق جان مادر برمی خیزد تمام هستی و کائنات را برای به مقصد رسیدن کوذک در این جهان هستی به استخدام خود در می آورد.لالایی ها  ادبیات شفاهی فرهنگ ها و سرزمین ها هستند گویی از آسمان به هر مادری(با هر سطح سواد، با هررنگ پوست، با هر زبان و اعم از خوش آواز و بد صدا  و...) آنگاه که کنار گاهواره فرزندش می نشیند به او الهام می شود. بدون اینکه مادر از شعر وشاعری سر در بیاورد. گوِیی که روان مادرانه از همان آغاز کودکی به او حکم می کند که گوشه ای از ذهن و زنگی خوذ را باید به این امر مقدس اختصاص ذهد. 

تجربه نشان می دهد که کودکان با اینکه با لالایی بزرگ می شوند، هرگز شعر آن را یاد نمی گیرند و به طور كلی ذهن خود را به فراگیری لالایی معطوف نمی کنند و زمانی هم که به حرف می آیند هرگز لالایی را به عنوان ابزار خیال خود به کار نمی گیرند. حتی دختران کوچک به هنگام خواباندن عروسک خود، برایش لالایی نمی خوانند بلکه بیشتر سعی دارند که روی او را بپوشانند و به او امنیت بدهند. زیرا در هنگام بازی بیشتر می خواهند عروسک را در یابند، نه اینکه او را بخوابانند. اما اگر همین دخترکان بخواهند خواهر یا برادر کوچک تر خود را بخوابانند- بر اساس داشتن روان اسطوره ای مادرانه - حتما برایش لالایی می خوانند.

http://lafour.persiangig.com/lalei/Untit112led.jpg

 

آی    لا لای   توئه/ شه چراغ سوئه/ چش ره  نینه خوئه  
 لالا  شه ورئه      /   شه عسل پرئه /تو بدم  گهرئه         

لالا بدم  توئه        /  شه گل خوشبو /تن ره نیره توئه     

ادامه نوشته