محسنان (تقدیم به پدر و مادر مهربان)
اُولٰئِکَجَزَاؤُهُمْمَغْفِرَةٌمِنْرَبِّهِمْوَجَنَّاتٌتَجْرِيمِنْتَحْتِهَاالْأَنْهَارُخَالِدِينَفِيهَاوَنِعْمَأَجْرُالْعَامِلِينَ
محسنان رفتند و احسان ها بماند ای خنک آن را که این مرکب براند
گفت پیغمبر خنک آن را که او شد زدنیا، ماند از او فعل نکو
مرد محسن، لیک احسانش نمرد نزد یزدان دین و احسان نیست خرد
مثنوی معنوی تقدیم به روح بلند و ملکوتی پدر عزیزم مرحوم کربلایی ملا حسین علی اصغری و مادر مهربان و عزیز تر از جانم،
نوشتن فرزند در باره پدرش سخت است، چراکه تعلقات و دلبستگی ها، عواطف و احساسات اجازه نمی دهند آدمی از موضوعی به نام پدر خویش ارتفاع بگیرد و از منظر بیرونی به کار وکردار های وی نظر و عث سمین کارش را برون افکند. من هم چنین کاری را نمیکنم. اما نگاه من به شیوه زیست پدرم بویژه در این نوشتار، شخصی نیست بلکه بیان برخی دغدغه های ایشان بعنوان یک انسان مؤثر که وی در محیط خود تجربه کرده است و ما وظیفه داریم این تجربه ها را انتقال دهیم. ما در این روزگار عسرت نیازمند شناخت از پیشینیان خود هستیم.
خدا را شاکرم به اين نحو توفيق معرفي مردم بزرگ ولی مظلوم و منطقه ای زيبا ولی محروم لفور كه هنوز پس از سالها دست درازي بشر قدر ناشناس به طبيعت بكر و زيباي آن همچنان بهشت مازندران است و همينطور توفيق ارتباط با شما عزيزان و همه آنها كه دوستشان دارم را پيدا كردم.انشاء الله درفرصت های مناسب نسبت به معرفی منطقه بسيار زيبای اين دهستان و روستاهای با صفای آن می پردازم. yashar_sawadkohi@yahoo.com