اُولٰئِکَ‌جَزَاؤُهُمْ‌مَغْفِرَةٌمِنْ‌رَبِّهِمْ‌وَجَنَّاتٌ‌تَجْرِي‌مِنْ‌تَحْتِهَاالْأَنْهَارُخَالِدِينَ‌فِيهَاوَنِعْمَ‌أَجْرُالْعَامِلِينَ‌  

محسنان رفتند و احسان ها بماند       ای خنک آن را که این مرکب براند
گفت پیغمبر خنک آن را که او       شد زدنیا، ماند از او فعل نکو
مرد محسن، لیک احسانش نمرد         نزد یزدان دین و احسان نیست خرد
مثنوی معنوی
تقدیم به روح بلند و ملکوتی پدر عزیزم مرحوم کربلایی ملا حسین علی اصغری و مادر مهربان و عزیز تر از جانم،
 

نوشتن فرزند در باره پدرش سخت است، چراکه تعلقات و دلبستگی ها، عواطف و احساسات اجازه نمی دهند آدمی از موضوعی به نام پدر خویش ارتفاع بگیرد و از منظر بیرونی به کار وکردار های وی نظر و عث سمین کارش را برون افکند. من هم چنین کاری را نمیکنم. اما نگاه من به شیوه زیست پدرم بویژه در این نوشتار، شخصی نیست بلکه بیان برخی دغدغه های ایشان بعنوان یک انسان مؤثر که وی در محیط خود تجربه کرده است و ما وظیفه داریم این تجربه ها را انتقال دهیم. ما در این روزگار عسرت نیازمند شناخت از پیشینیان خود هستیم.