ورز و کلو
شخم زدن با ازّال ( گاو آهن )
ورز و کلو و شخم زدن زمین و آماده کردن زمین شالیزاری برای نشای برنج کار دشواری بود..مردان پس ازخواندن فریضه صبح بهمراه جفت های ورزا و افرادی از اعضای خانواده خود راهی زمین شالیزاری می شدند.
ازّال (گاو آهن) به گاو بسته می شد و صدای های و هوی مرد کشاورز از اول صبح تا غروب افتاب ادامه داشت.تا عصر زمین شخم می شد و غروب ها که اهل کار به خانه بر می گشتند، در واقعی جسدی بیش نبودند و فرقی با مرده متحرک نداشتند. روز ها و روزها سپری می شد تا زمین یکسره شخم می شد وسپس کلو (کلوخ شکنی) و آماده کردن تیمجار(خزانه نشا) و بذر پاشی در تیمجار وتیم کندن و نشا کردن.
کشاورزان گاوها یشان را صبح زود ازطویله هایشان بیرون و آنها را به سمت بیشه و مراتع اطراف روستا روانه می کردند. گاوها هم هر روز غروب خودشان سیر و سرحال بر می گشتند.بسیاری از گاوها با دیدن «کلک» باز سر راهشان یا در مسیرهای مزارع که توسط کشاورزان بی مبالات باز مانده بود بجای چریدن در بیشه راهی زمینهای کشاورزی مردم می شدند.
.برای کشاورزان بسیار دردناک بود زمانی که خوشه های سرسبز مزارع آنها توسط گاو و اسب و خورده می شد. واقعا غیر قابل جبران بود.

خدا را شاکرم به اين نحو توفيق معرفي مردم بزرگ ولی مظلوم و منطقه ای زيبا ولی محروم لفور كه هنوز پس از سالها دست درازي بشر قدر ناشناس به طبيعت بكر و زيباي آن همچنان بهشت مازندران است و همينطور توفيق ارتباط با شما عزيزان و همه آنها كه دوستشان دارم را پيدا كردم.انشاء الله درفرصت های مناسب نسبت به معرفی منطقه بسيار زيبای اين دهستان و روستاهای با صفای آن می پردازم. yashar_sawadkohi@yahoo.com