لاکوم و لرزنه دو روستای زیبای ییلاقی هستند که ساکنین آنها اکثریت به اتفاق از روستاهای نفت چال، دهکلان و بورخانی لفور می باشند. این دو روستای زيبای یعنی لاکوم و لرزنه ‏ دقيقاً در قسمت ييلاقي و با لا دست منطقه جنگلی پرتاس واقع شده است و اين منطقه ييلاقی برای اکثر مردم منطقه شناخته شده است. طول ابتدا تا انتهای منطقه ييلاقی لاکوم و لرزنه به بيش از ده کيلو متر مي رسد. بر اساس اسناد و مدارك موجود مساحت آن ۱۲من قديم كه معادل حدوداً ۱۱۳ هكتار مي باشد. واحدهاي سنجش مساحت در اين منطقه به صورت من ، لتر، سير‌، مثقال ، چارك و… مي باشد كه هرسير معادل ۱۰۰۰ مترمربع و هر من 36 سير , و هر هشت من يک لتر و هرسير ۱۰ مثقال و ۹ سير يك چارك است . ( البته بر حسب لتر درصورتيكه 1۱ چارك ۱۳ سير تبريز مي باشد.)

شكل آن تقـريبا ً به صورت مستطيل است. كه چهار طرف مناطق مرتعی آن اگر حالت مشاع نباشد. توسط سنگ چينه (کرج) و يا خال محصور شده است. قسمت ييلاقي از دو بخش لاکوم و لرزنه با زمين‌های تخت و زمين شيبدار روستاها و منطقه سرکوه تشكيل شده كه هر بخش از مكان‌ها و جاهاي ديدني و مخصوص به خود را داراست. محله قديمی لاکوم در وسط چاله‌ای پايين دست سر کو واقع شده كه كم كم به خاطر افزايش زمين چرا و دسترسي به آب شرب بيشتر و راحت تر به گوشه های آن يعنی جرلاکوم و ساير مناطق حاشيه‌ای منتقل شد. آنچه عظمت وپايداري مردم محل را در سيماي زيباي طبيعت نمايان مي سازد دو شاخ سنگ با نقش پای رستم و چشم‌انداز زيبای منطقه خاجيمات و کرک تاجنون و همينطور منطقه زيبای کوچال و سيال است.

دم زنون ارسوک وروری و يا گندم جار وروری با منظره زيبا و دلفريب آن نقطه اي است كه هرمسافر را مجبور به نشستن و استراحت جهت تجديد قوا و ديدن مناظر آن مي سازد. دم زنون اول كه از يك طرف به پرتگاه شگفت آور کوچال و سرخ رف منتهي است مكاني است جهت بازي بچه هاي محل و مكان مناسبي بود براي گشت و گذار مردم لاکوم در گذشته با فضاي دلفريبش. وقتي كه ابر نرم و سفيد در زير پاي ارسوك وروري قرار مي گيرد،گو اينكه درياي سفيدي با حركتي نرم و دلنشين به بوسگاه مد خود رسيده است. در قسمت شرقي و درامتداد دم زنون گندم جار وروری به مكاني مي رسيم با تخته سنگ‌هاي عظيم كه اشکال مختلفی در آن نقش بسته است.

سرخ رف و جرلاکوم در پايين ترين نقطه ‏ لاکوم در زميني مسطح ودلنواز كه از يك طرف به دره عجيب وغريب و سنگی کوچال ختم مي شود، قرار دارد. رف به مكاني كه داراي پرتگاه سنگي باشد گفته مي شود. البته كٍرتك همچنين ناميده مي شود. در منطقه خشک دره يا بزبان محلی خشکره تخته سنگهای بزرگی طراحي شده به دست خالق يكتا كه به صورت های مختلف و با ارتفاع گاه به بلندی يك ساختمان كه در زير آن ها حفره‌های مناسب براي حيوانات وجود دارد، ديده می شود. و بالاخره در امتداد ارسوک وروری منطقه سيال و غار بسيار زيبای وِرگ كلي واقع شده است. غار وِرگ كلی که در کنار دوچشمه بسيار زيبا و جوشان در طول کل سال با دهانه های به قطر تقريبی يک متر, در سال‌های قبل از انقلاب ( حدود سال ۵۳ يا ۵۴) توسط روانشاد مرحوم اسماعيل احمدی کشف شده است. البته غار ورگ‌کلی هنوز در سطح منطقه و کشور شناخته شده نيست.

در ويش خنه سر، نامی آشنا و پر خاطره: استراحت گاهی كه براي همه آنهايي كه از آب زلال وخنك چشمه همیشه جوشان آن آن می نوشیدند و دست و صورت خود را با آب پاک آن شستشو می دادند ودر كنار آن چشمه نفسي تازه می كردند. نامی آشنا برای لاکومی ها و مردمان آشنا به این سرزمین است. بقول دوست که در بکی از کامنت های این وبلاگ نوشت این چشمه بسيار مهربون است. مهربون از آن جهت كه خستگي تن هر عابر ومسافري را از تنش بيرون می برد وتشنگي آنان را برطرف و تپش قلبشان را آرام ميكرد.آدمهايي كه از جاهاي دور و نزديك و از سربالايي هاي خسته كننده با كوله بار سنگين چون به این چشمه و آب زلال آن مي رسيدند، با توقف کوتاهی به مهممانی این چشمه با سخاوت می رفتند و با خوردن آب وشستن دست و صورت خود، تجديد قوا كرده وبه راه خود ادامه مي دادند.اين محل و يا اين چشمه چند صد متر پايين تر از روستاي ييلاق لاكم واقع شده و محل گذر آدمهاي بومي و غير بومي بود. و چند ده متر پايين آن، دره اي واقع شده كه در كنار آن دره بوميان و ساكنان روستای لاكم با روش و امكانات خاصي استحمام مي كردند. تعدادي از خانواده های محله ؟ آب شربشان را ازاین چشمه مهیا ميكردند. نوع رفت وآمدها وآدرس دان ها مثلا فلاني كجاست و يا كجارفته؟ اگر به آن سمت منتهي ميشد حتما نام آنجا برده ميشد. و می گفتند که فلانی رفته درویش خنه سر!!(با اندکی دخل و تصرف در مطالب ارسالی از دوستی عزیز که نام خود را معرفی نکرده است.)

خلاصه اینکه وقتي كه از بالای قله وسو به منطقه لفور نگاه می کنيد بايدبايد مواظب كلاه خود باشيد تا از جلو نيفتد ودر آن نقطه به بي مقداری و خردي خود در برابر عظمت خالق طبيعت پي خواهید برد وناچار زانوي كرنش برزمين خواهيد زد و در سجده بر عجز وحقارت خويش اقرار مي نماييد. براي رسيدن به قله رفيع وسو بايد عزم جزم همراه با اراده آهنين در خود ايجاد و از دامنه های مازکو و سر بالاييها و سرپايينی های متعدد عبور کنی تند راه ترقي در پيش گيری تا به آن برسی. یادم نمی رود آخرین باری در سال ۶۱ به اتفاق دو دوست گرامی جناب اقای جاودانی و حیدری از آنجا بازدید داشتیم.