آية اللّه العظمی صالحي مازندراني(ره) از همان ابتدا، همگام با تحصيل، در تهذيب و تزکيه نفس نيز کوشا بود و از اساتيد برجسته اخلاق کسب معنويت مي کرد و بر ملکات خوب نفساني خود مي افزود.

وي به گونه اي خود را با ادب اسلامي مزيّن نموده بود که هر کس با او همنشين مي شد، به ياد خدا مي افتاد و رنگ الهي مي گرفت.بعضي از سيره عملي و اخلاقي وي از اين قرار است:

الف) توکّل به خدا و توسل به اولياي خدا

ايشان در تمام مراحل زندگي، بويژه در ايامي که در زندان هاي رژيم منحوس پهلوي بود، به خدا توکّل داشت. همچنين در امر مهم تبليغ و ارشاد مردم نيز، که سيره طلّاب علوم ديني است، از تکيه و توسّل به خدا و اولياي او غافل نبود.

در يکي از سفرها با اين که چند روزي از ماه محرّم سپري شده بود، به قرآن کريم تفأّل مي زند که اين آيه مي آيد: (اتي امر اللّه فلا تستعجلوه...ينزل الملائکة بالروح من امره علي من يشاء من عباده)؛(۲۲) «بدون ترديد فرمان خدا انجام مي پذيرد، پس تعجيل مکنيد...ملائکه همراه با ملک مقرّب الهي به نام روح به فرمان خدا بر هر بنده اي که خداوند اراده کند، نازل مي شود

لذا وي رهسپار ناحيه شمال مي شود. با اين که اعلام شده بود که راه پر خطر است، وي به راه خود ادامه مي دهد؛ اما بر اثر شدّت برف و طوفان راننده از ادامه مسير اظهار عجز مي کند. آية اللّه صالحي در اين هنگام متوسّل به باب الحوائج، حضرت اباالفضل العباس (ع)، مي شود و نذر مي کند که در صورت نجات از اين ورطه، در منبر وعظ و ارشاد اوّلين ذکر مصيبت به ياد آن سرور باشد. پس از زماني کوتاه، به طور غير منتظره هوا آرام مي شود و ماشين به راحتي راهش را ادامه مي دهد. نيمه شب به روستايي در آن نزديکي مي رسند و در آن جا متوقف مي شوند. صبحدم به مسيرشان ادامه مي دهند. تا اين که دوباره ماشين در برف و يخبندان متوقف مي شود و تلاش راننده براي حرکت دادن ماشين به جايي نمي رسد. در حالي که نااميدي همه را فرا گرفته، بارقه اميد در دل استاد مي درخشد به طوري که در آينه صاف و روشن سيماي نوراني اش منعکس مي شود و زبان به نام ولي اللّه الاعظم حجّة بن الحسن(عجّل اللّه تعالي فرجه الشريف) مي گشايد که: اي آقا و اي مولاي ما! مپسند که ما اهل ولاء در اين بلا درمانيم.» که ناگهان وسيله نجاتي مي رسد و آن ها را از اين گرفتاري نجات مي بخشد.

سرانجام در غير مقصدي که اراده نموده بود و در محلّي که نياز فراوان به ارشاد و ترويج دين داشتند، رحل اقامت گزيد و به نحو احسن نذر خود را ادا کرد.(۲۳).

ب) برپايي مجالس مذهبي

ايشان به سبب باورهاي ديني که در عمق جانش ريشه داشت و عشق وافرش به اهل بيت (ع)، در ايّام شهادت هر کدام از ائمه بويژه ايّام شهادت حضرت زهرا (س) در منزل خود مجلس عزا برپا مي نمود و خطبا و مرثيه خوانان به سخنراني و مرثيه خواني مي پرداختند. استاد براي مظلوميت اهل بيت به گونه اي مي گريست که شانه هايش حرکت مي کرد و گونه ها و محاسن مبارکش از اشک خيس مي شد.

در اعياد و روزهاي تولد ائمه (ع) نيز مراسم جشن و شادي برپا بود و با پخش شيريني و اعطاي هديه، دل مؤمنين شرکت کننده را به ياد آن امامان شاد مي نمود.

ج) عطوفت و مهرباني

ايشان با همه مردم مهربان بود، امّا با کودکان عطوفت خاصي داشت.

بارها نگارنده شاهد بود که وقتي ايشان در مجلسي حضور داشت و کودک و نونهالي به ايشان نزديک مي شد، با احترام و مهرباني از وي احوالپرسي مي کرد و دست محبّت بر سر و روي وي مي کشيد و اغلب با هدايايي، نهال محبّت دين و روحانيّت را در دل وي غرس مي نمود.

د)احترام به همسايه

او براي همسايه ها احترام ويژه اي قائل بود و هميشه با گرمي از آن ها استقبال مي کرد و در شادي و غم آن ها حتي الامکان شرکت مي نمود. اگر مصيبتي براي يکي از همسايگان پيش مي آمد، براي عرض تسليت به منزلشان مي رفت و در مجلس ختم آن ها شرکت مي نمود.

در مراسم شادي آن ها نيز شرکت مي جست. در اين اواخر که يکي از همسايگان ايشان از سفر کربلا باز گشته بود، براي ديدار وي همراه با استاد و اعضاي دفتر و بعضي از فرزندان و داماد بزرگوارشان به منزل او رفتيم و استاد با احوالپرسي گرم و خوش آمد گوئي، از وي تفقّد نمود. خلاصه، اين گونه نبود که مشغله هاي زياد درسي و مقام افتا، ايشان را از اين برنامه ها باز دارد.

ه)احترام به روحانيّت

استاد آية اللّه صالحي، براي همه مردم بويژه براي محصّلين علوم ديني و طلّاب احترام زيادي قائل بود.

يکي از فرزندانشان مي گويد: به ياد دارم در يکي از سفرهاي ايشان به مناطق مختلف شهري و روستايي، که با او همراه بودم، در يکي از مناطق هنگام نماز، ايشان از امام جماعت مسجد - که يک طلبه جواني بود - با اصرار خواست که امامت جماعت را بر عهده بگيرد و او به همان طلبه اقتدا کرد و با اين عمل، موقعيّت آن روحاني را در آن محل بالا برد؛ و بدينوسيله به ديگران فهماند که روحاني محلّ، عزيز و مورد احترام است.(۲۴)

و)تواضع، فروتنی و وقار

آية اللّه صالحي در عين تواضع، بسيار با وقار بود؛ به طوري که نه در دام هزل و شوخي هاي ناروا گرفتار آمد، نه در ورطه خودپسندي و کبر سقوط کرد

از نهايت تواضع و فروتني ايشان اين که، با همه عظمت و بزرگي که بر اثر علم و تقوا کسب نموده بود، هرگز از آموختن حتي از شاگردش، اِبا نداشت. خود در اين باره مي گويد:

«بنده اگر وقت کنم در همين حال اگر در علمي بايد خدمت استاد ديگري زانو بزنم و درس بياموزم، هيچ ابايي ندارم؛ چه اين که در ايّامي که در صحن مطهّر حضرت معصومه (س) بعضي از دروس را تدريس مي کردم، با يکي از فرزندان مرحوم صدر در سن ۱۶- ۱۷سالگي که در درس من شرکت مي کرد، آشنا شدم و با وي انس گرفتم. ديدم که در علم رياضي خيلي تسلط دارد. در همان ايّام که ايشان شاگرد من بود، حدود ۱۵جلسه از ايشان درس رياضي آموختم(۲۵)

ز)اعتدال در غذا و استراحت

ايشان در صرف عذا و استراحت بسيار معتدل وکم مؤونه بود؛ هميشه کم غذا مي خورد؛ با اين که هيچ بيماري نداشت. معتقد بود که بسياري از بيماري ها از زياده روي در خوردن پيدا مي شود.

در خوابيدن هم بسيار ساده بود. اين طور نبود که در اتاق و بساط ويژه اي استراحت کند. بسياري از اوقات ايشان دست مبارکش را زير سر مي گذاشت و بدون اين که بستري بگستراند، در گوشه اي از اتاق مي خوابيد و به راحتي قبل از اذان صبح بيدار شده، به تهجّد و عبادت و راز و نياز با خدا مي پرداخت.(۲۶)

ح)وارستگي

تمام سعي و کوشش ايشان اين بود که به تمام احکام نوراني اسلام، عمل کند و لذا هميشه بهداشت و نظافت فردي را به خوبي مراعات مي کرد. هميشه لباس هاي وي تميز و آراسته بود؛ نه تنها ظاهر او، بلکه دل و جان خود را نيز از کدورت ها و کينه ها پيراسته و پاک کرده بود؛ به گونه اي که مسئول دفتر ايشان اظهار مي داشت: در يکي از روزهاي آخر عمرش وقتي در محضر ايشان بودم، اين جمله را از ايشان شنيدم که: «در دل من کدورت و کينه هيچ مؤمني نيست و اگر در سراسر عالم بفهمم به يکي از بندگان مؤمن ظلمي روا داشته شود، بسيار ناراحت و رنجيده مي شوم(۲۷)

 

مطالب مرتبط:

 

1-ولادت آية اللّه العظمی صالحي مازندراني (ره)
۲-تحصيل آية اللّه العظمی صالحي مازندراني(ره)
۳-تشکيل خانواده و یادگاران ایشان
۴- اساتيد آية اللّه العظمی صالحي مازندراني(ره)
۵- گلچینی از سخنان آية اللّه العظمی صالحي مازندراني(ره)
۶-شاگردان آية اللّه العظمی صالحي مازندراني(ره)
۷-آثار و تأليفات آية اللّه العظمی صالحي مازندراني(ره)
۸-ويژگي ها و آموزه های اخلاقي معظم له
۹-مبارزات و فعاليت هاي سياسي آية اللّه العظمی صالحي مازندراني(ره)
۱۰-رحلت آيت اللّه العظمی صالحي مازندراني(ره)
زندگينامه آيت اللّه العظمی صالحي مازندراني(ره) - به قلم خودشان

منابع: ۱– نگاهي به زندگاني حضرت آية اللّه العظمي صالحي مازندراني، تهيه و تنظيم دفتر معظم له، ص .۱۲و زندگينامه آيت اللّه صالحي مازندراني به قلم خودشان.
۲- کتاب خاطرات مرحوم آیت الله صالحی(ره) مازندرانی مجموعه و مصاحبه های وی در مرکز اسناد انقلاب اسلامی قم.
۳- متن منتشره از مصاحبه فرزند معظم له حجة الاسلام و المسلمين حاج محسن صالحی.
۴- متن منتشره از مصاحبه داماد معظم له، حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ علي اصغر اميري.
۵- نگاهي به زندگاني حضرت آية اللّه العظمي صالحي مازندراني، ص ۲. ۶- يادداشت فرزند ايشان حاج آقا محسن، ص ۲و ۳.
۷- استفتاءات حضرت آيت اللّه صالحي مازندراني، ج ۲، ص ۱۹۴ ۸- استفتاءات حضرت آيت اللّه صالحي مازندراني، ج ۲، ص ۱۹۵
۹- در سخناني ضمن درس خارج، در تاريخ ۲۲/۰۹/۱۳۷۴.
۱۰– نگاهي به زندگاني حضرت آية اللّه صالحي مازندراني، ص .۴.
۱۱- نگاهي به زندگاني حضرت آية اللّه صالحي مازندراني، ص .۴.
۱۲- يادداشت فرزندشان حاج آقا محسن، ص ۱۰.
۱۳- خلاصه اي از زندگاني حضرت آية اللّه صالحي مازندراني، تهيه و تنظيم دفتر معظم له، ص ۵ .
۱۴- احکام جوانان و نوجوانان، مطابق فتواي حضرت آية اللّه صالحي مازندراني، تهيه و تدوين حجة الاسلام حسينعلي آدربادگان، ص 2۲۱۲و ۲۱۳.
۱۵- بحارالانوار، علامه مجلسي، چ آخوندي، ج ۶۰، ص ۲۱۶.
۱۶- ماهنامه پاسدار اسلام، شماره ۱۰۸، به نقل از پيام امام خميني۰۲/۰۹/۱۳۶۷.
۱۷- سوره سباء / ۴۶.
۱۸- بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۴۹و ۵۰.
۱۹- بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۸ والارشاد شيخ مفيد، ترجمه رسولي محلاتي، ج ۲، ص ۳۵۹.
۲۰- گفتگو با مسئول دفتر معظم له، حجة الاسلام و المسلمين سيد جعفر حسيني نوري.
۲۱- احکام جوانان و نوجوانان، ص ۲۱۴
۲۲- سوره نحل / ۱.
۲۳- يادداشتي از دفتر آية اللّه صالحي مازندراني.
۲۴- يادداشتي از فرزندشان حاج آقا محمد علي صالحي.
۲۵- در درس خارج اصول، سه شنبه ۲۰/۰۹/۱۳۷۴.
۲۶- يادداشتي از فرزندشان حاج آقا محمد علي صالحي.
۲۷- گفتگو با مسئول دفتر معظم له.
۲۸- احکام جوانان و نوجوانان، ص ۲۱۵.
۲۹- بررسي و تحليلي از نهضت امام خميني، سيد حميد روحاني، ج ۱، ص ۹۰۲، و اسناد انقلاب اسلامي، جلد سوم، ص ۱۷۴، ۱۹۶، ۲۵۱، ۲۶۸، ۲۷۲، ۲۹۹، ۳۲۲، ۳۳۱، ۴۰۵، 420 و ۴۲۷ نکوداشت مرجع فقیدجهان تشیع حضرت آیه الله العظمی صالحی مازندرانی(ره)